‫پیرمردی بود تو سن و سال ۷۰-۸۰ سال، خیلی پیر و چروک خورده ،کنار مقبره بابا طاهر زانوهاشو وتو بغلش گرفته بود و های های گریه میکرد. فکر کنم اواسط تابستون بود و مدرسه ما رو برای سیاحت برده بود همدان. و خوب همدان غیر از مردم خوب و با صفاش کلا سه تا جای دیدنی داره یکی غار علی صدره یکی مقبره ابو علی سیناست ویکی مقبره بابا طاهر عریان یا اگر هم بیشتر از این هست من نمیدونم البته از چنتا همدانی پرسیدیم ولی گفتن اثر دیدنی تو همدان خیلی بیشتر از ایناست در جواب سوال ما هم که خوب اگه میدونین به ما هم بگین گفتن "مدنم اما نمگم". دبیرستان ما بعد امتحانات ثلث سوم مسافرت تفریحی ترتیب میداد و امسال قرعه به اسم همدان خورده بود. ولی خوب حتما میتونین تصور کنین که برای دیدن سه اثر دیدنی که تازه دو تا ش هم نزدیک همن خیلی نمیشه وقت پر کرد اینه که بیشتر وقت ما به چرت و پرت گویی و تو سر کله هم زدن سپری میشد.

‫همون موقع هم خیلیا از اینکه داریم میریم همدان حال نکردن ،خیلیا قبلا رفته بودن خیلی ها هم فکر میکردن همدان چیزی نداره

‫بعد دیدن مقبره بابا طاهر احسان واسه عکس انداختن رفت کنار مقبره دقیق یادم نیست ولی فکر کنم وسطای عکس انداختن گویا پیرمرد سرشو بالا آورده بود و یه صحبتایی هم بینشون رد و بدل شد ...وقتی برگشت همه کنجکاو که چه صحبتی بین اون و پیرمرد رد و بدل شده ...

‫خوب احسان چی میگفتین؟

‫باورتون نمیشه اگه بگم یارو کیه

‫کیه؟

‫خیلی جدی گفت: بابای بابا طاهر

‫خوب چی میگفتین

‫گفت ایشالا داغ فرزند نبینی

‫با گفتن این جمله همه زدن زیر خنده الا یکی....خیلی قیافه جدی گرفت و از صحنه دور شد...من اول فکر کردم از این که احسان پیرمرد رو دست آویز خنده بقیه قرار داده ناراحته ولی ظاهرا اشتباه میکردم

‫تو تمام طول مسیر برگشت تا خوابگاه ساکت بود و مشغول فکر کردن کسی هم کاری به کارش نداشت...وقتایی که خیلی ناراحت بود یا عصبانی بهترین کار این بود که کاری به کارش نداشتی چون اگه خیلی پا پیچش میشدی یهو قاط میزد و ممکن بود یه مقبره دیگه هم به آثار باستانی همدان اضافه شه

‫ولی قیافه متفکرش جوری بود که آدم رو کنجکاو میکرد اصولا خیلی از این قیافه ها ازش سراغ نداشتیم...یکی پرسید :

‫تو حالت خوبه؟

‫سرش بالا اورد و گفت اره فقط یه چیزی رو نمیفهمم

‫-چی؟

‫-مگه بابا طاهر مال قرن پنجم نبوده

‫ما خیلی از زمان امتحانای ثلث سوممون نمیگذشت واسه همین از محفوظاتمون یه چیزایی در حد لوبیا تو ذهن بعضیا هنوز باقی بود

‫-چرا مال قرن پنجم بود

‫-پس چطور پدرش هنوز زندست

‫خودتون میتونین تصور کنین که اگه کل همدان همین یه مقبره بابا طاهر رو هم داشت واسه این که به همه تا آخر مسافرت خوش بگذره کافی  بود

‫این تجربه یی شد که اگه تو مسافرت آثار باستانی به اندازه کافی نبود میشه چنتا اثر باستانی ساخت و ازش دیدن کرد،ولی اگه رفتین همدان خیلی دنبالش نگردین از اون ماجرا یه ۱۰-۱۲ سالی میگزره،طرف درسته مال قرن پنجم بوده ولی عمر نوح که نداشته اینه که بعیده دیگه بتونین پیداش کنین