Too late
همین الان رسیدم تهران. از وقتی پیاده شدم همه چی خاکستری و دلگیره. انگار یه وزنه صدکیلوییزوقفسه سینم گذاشتن. نفسم بالا نمیاد. تصویر مامامن از جلو صورتم کنار نمیره. همشمنتظرم خونه کهرسیدم درو برام باز کنه باز بگه اِ ممد چرا اومدي من کهچیزیم نبود. تو با این کمرت این همه تو راه ، یگانه و بچه ها روچراتنها گذاشتی و من باز بهش بگم دوباره به من بکن نکن کردی. بعد اون دیگه چیزی نگه و بغلم کنه و باز من از نوع بغل کردنش بفهمم داره دروغمیگهوخوشحالهکه من برگشتم.
اخرین بغلش رو خوب یادمه. شب خزیدم تو تختش. هر چی سعی کردم اروم بغلش کنم بیدار نشه نشد. دستمرو دو کمرش پیچیدم. اونقدر ضعیف و لاغر شده بود که کل کمرش توی دستم جا شد. چشاشو باز کرد دستش روگذاشت رو دستم. پیشونیمو بوس کرد و من محکمتر بغلش کردم. دلم برای بغلش و بوسش خیلی تنگ شده.
از وقتي اومدم اهنگ یاغی هوشنگ شفا همش تو گوشمه. مامان اون رو خیلی دوست داشت و از شعرای مورد علاقش بود. از زمانی که وارد تهران شدم و از وقتی رسیدم خونه چندین بار این اهنگ رومرور کردم.
برلبانم غنچه لبخند پژمرده است نغمه ام دلگیر رو افسرده است
نه سرودی نه سروری نه هم اوازی نه شوری
زندگی گویی ز دنیا رخت بر بسته است
یا که خاک مرده روی شهر پاشیده است
مامان، خونه بی تو خیلی ساکت و سرده. بیرون صدای کلاغا میاد همیشه میگفتی کلاغا خبر خوش میارن. امیدوارمجات اونجا هر جا که هست بهتر باشه.
همیشه میگفت بچه باید شلوغ باشه بپره اینور بپره اوونور. خودش هم یه یقینا سرشار از شور و هیجان وزندگی بود.
زندگی یعنی غم نو حسرت نو پیشه نو
زندگی بایست سرشار از تکان و تازگی باشد
زندگی بایست در پیچ و خم راهش ز الوان حوادث رنگ بپذیرد
زندگی بایست یک دم یک نفس هم ز جنبش وا نماند گر چه این جنبش برای مقصدی بیهود باشد
زندگانی همچنان اب است اب اگرراکد بماند چهره اش افسرده خواهد گشت بوی گند میگیرد
در ملال اب گیرش غنچه لبخند میمیرد اهوان عشق از اب گلالودش نمی نوشد
مرغکان شوق در ایینه تارش نمی جوشند
من سر تسلیم بر درگاه هر دنیای نادیده فرو می اورم جز مرگ
من ز مرگ از ان نمی ترسم که پایانی است برتومار یک اغاز
بیم من از مرگ یک افسانه دلگیر بی اغاز و پایان است
راستش واسه انتخاب نام بلاگ خیلی با مشکل مواجه نشدم.اولش یه کم تعجب کردم که کسی هنوز این نام رو انتخاب نکرده نه از این بابت که اسم خیلی محبوبیه از این بابت که تقریبا همیشه وقتی میخوای یه اسم یا یه امیل واسه خودت انتخاب کنی همیشه قبلا یکی اونو انتخاب کرده هر چند میخواد اسمت باشه یا یه ترکیب عجیب و غریب از حروف و عدد و علایم ریاضی.این که چه جور آدما تو جاهای مختلف دنیا یه جور فکر میکنن خیلی جالبه.