Happy birthday


We finalized your tombstone today

میسپارم بدنش را به تو ای خاک , ولی آگه باش
که از امروز ، به من قطعه ای از عشق ، بدهکار هستی

No break!

دیشب کلی با حمید حرف‌زدم‌‌. خیلی دلتنگه مامانه. کلی گریه کرد. قبلترش‌مینو‌کلی گریه کرده بود. دیشب مهمون مینو بودیم. نفهمیدم اصلا چی خوردم. نفسم بالا نمیومد کل شب. کاشکی فقط ادما میدونستن نبودنشون برای خیلیا چقدر مهمه.

با یگانه یه کوچولو حرف زدم. دلم براش تنگ شده. خوشحالم تو زندگیمون هست. حمید بلیط گرفت. داره میاد. خوبه با همیم. خیلی نگران بابام و مینو هستم. امروز با مینو صحبت میکنم. می خوام برم خونه خاله شهین پرسه اقای دکتر. جای اونم‌خالیه. ای کاش برای دلتنگی قرص و شربتی بود. باز داره صدای کلاغ میاد.

درد مشترک

از خواب پریدم‌‌. دست گرم‌حمید پشتم رو‌ لمس کرد. گفتم‌چیه گفت هیچی می‌خواستم ببینم بیداری ؟ گفتم اره چیه. هیچی‌نگفت. گفت هیچی‌و بعد خوابید. راه نفسم بند اومده‌‌. وسط قفسه سینم سنگینه انگار یه وزنه سنگین گذاشتن روش. مینو ظهر میگفت یه چیزی وسط قفسه سینش هست که گیر کرده هر‌کار میکنم بیرون نمیاد. فکر کردم رفلاکس داره بخاطر همه فشارایی که روشه. رفتم براش شیر خریدم. ولی جنس دردش از درد منه. درد دلتنگیه. همش سعی میکنم تو اتاقت نرم دیشب مجبور شدم. می خواستم برای حسین ملافه بیارم سنگینی بیشتر شد نمیتونستم نفس بکشم. سریع اومدم بیرون. انگار همه سنگینی جای خالیت رو سینم گذاشتن و سنگینه سنگین خیلی سنگین

چشامو باز کردم. ساعت ۵:۳۰ صبحه. از صدای نماز حسین از خواب بیدار شدم. دیشب هم برات یه نمازی خوند‌گفت خیلی ثواب داره. دیگه اعتقادی ندارم ولی ته دلم یه امید کوچیک دارم که راست بگه

بازم صدای کلاغ داره میاد. ته دلم امیدوارم که خبر خوشی داره میاره و جات بهتره.

دلم برای یگانه و بچه خیلی تنگ شده. کاشکی اینجا بودن.

When you say goodbye but no one respond back

امروز سپردمت به دل خاک. یه جا بالای کوه. مینو‌خیلی سر خاک بیتابی کرد.حمید اون‌اقب وایساد جلو نیومد. وقتی جثه‌نحیفتو‌رو دست گرفتم باورم نمیشد انقدر سنگین شده باشی، همیشه ازز یر خاک رفتن خوشت نمیمد، فکر کنم‌خودتو به سنگینی زدی که کسی‌نتونه بزاردت اون زیر. یه جا اخونده خواست گوشه کفن‌رو‌کنار بزنیم، ظاهرا بخشی از مراسم هستش. از ترس اینکه‌چشمم بهت بیوفته رفتم عقب پیش حمید ایستادم.

هنوز باورم‌نمیشه‌نیستی.