short lived snowman
امروزبعدمدتهارنگآفتابوديدمموقعخوبيبودبادخترابريم "اولاف" درستكنيم. بهلطفمادرشونبعدازكليلباسزيرولباسرووكتزيروكترو،پالتووشالگردنودستكشو
كلاهوجورابزيروجورابرووچكمهزيروچكمهرودوتاشونعيناينفضانورداييشدنكهتوماهراهميرن.
تكليفدختراكهروشنبوداگهميخواستندهمكمككنند( نهكهخيليهمتمايليداشتن) "رنجافموشنشون" خيليكمبود. هركدوميهدومشتبرفاوردنبعدلياناكهازاونبهبعد
نقشمهندسناظرروداشتوفقطايرادميگرفتازساختوسازمن،ليدياهمتالحظهاخربا
دستكشاشدرگيري داشت. منم بااون كمرناقص يه ادمبرفي ساختم
كه قدوقوارش بيشترشبيه اون "منميدونم"توگاليورشدتااولاف.
يهدوتادستبراشگذاشتمبهلطفشاخههايدرختكاجپشتخونه, چشايگوجهاي،دماغ ازاين هويج كوچولوهاودهن بايه قاچ سيب. دماغ بعدا كه reverse rhinoplasty شدتوسط يگانه يه كم بهترشد.
عمراولافكوتاهبود يكيدوساعتبعدتيغهافتاببهشرحمنكردولي خاطرش ميمونه. فكركنمبهدختراهمبدنگذشت.
راستش واسه انتخاب نام بلاگ خیلی با مشکل مواجه نشدم.اولش یه کم تعجب کردم که کسی هنوز این نام رو انتخاب نکرده نه از این بابت که اسم خیلی محبوبیه از این بابت که تقریبا همیشه وقتی میخوای یه اسم یا یه امیل واسه خودت انتخاب کنی همیشه قبلا یکی اونو انتخاب کرده هر چند میخواد اسمت باشه یا یه ترکیب عجیب و غریب از حروف و عدد و علایم ریاضی.این که چه جور آدما تو جاهای مختلف دنیا یه جور فکر میکنن خیلی جالبه.