‫-هستی؟

‫-هستم.
‫-تا کجا؟
‫-تا آخرش
‫-مطمینی؟
‫یه لحظه شک کردم ،خیلی مطمین نبودم ولی گفتم اره،تو چی؟
‫گفت تا هر جا بری پا به پات میام
‫گفت چندتا؟
‫گفتم ۳ تا،تو چی؟
‫گفت همون ۳ تای تو خوبه.
‫- هنوزم دیرنشده میخوای بی خیال شیم؟
‫خندیدم؛ گفتم جا زدی؟
‫ خوشش نیومد ؛ گفت بهت گفتم تا آخرش هستم
‫- مطمینی؟
‫بیدرنگ گفت :اره
‫گفتم
‫All In
‫من باز بلف زده بودم ولی اون به ‫خودش مطمین بود چون
‫گفت قبول
‫گفتم :چی؟
‫گفت دو پر آس و شاه
‫دستمو یه بار دیگه نگاه کردم ؛
‫ گفتم با چی؟
‫دستشو رو کرد
‫سرباز خاج من به بی بی دلش باخته بود