Past Seven
هنوز تو گوشمه هنوزهم صداي بابام كه دادميزد"پاشو،هَفتَم گذشت مي خواهيم بريم مسافرت" و با صداش روياي من غرق در خوابو با اون لهجه يزديش كه اون دم صبحي فرقي با صداي خش خش گرامافون نداشت خط خطي مي كرد. من به اميد ادامه ديدن خواب شيرين از اين دنده به اون دنده مي شدم و هميشه فكر ميكردم سفر رو از چه ساعتي بايد شروع كرد.
امروزهَفتم گذشت ومن اينبار دركنار تو ازاين دنده به اون دنده ميشم و از دو چيز مطمئن : مطمئن كه سفر با تو هميشه دير است و با تو خوابيدن هميشه شيرين.
كجاست جاي تودرجمله زمان كه هنوز
كه پيش ازاين،كه هم اكنون ،كه بعدازان،كه هنوز
وباچه قيدبگويم كه دوستت دارم
كه تاابد،كه هميشه، كه جاودان ،كه هنوز
(محمدسعيدميرزايي)
راستش واسه انتخاب نام بلاگ خیلی با مشکل مواجه نشدم.اولش یه کم تعجب کردم که کسی هنوز این نام رو انتخاب نکرده نه از این بابت که اسم خیلی محبوبیه از این بابت که تقریبا همیشه وقتی میخوای یه اسم یا یه امیل واسه خودت انتخاب کنی همیشه قبلا یکی اونو انتخاب کرده هر چند میخواد اسمت باشه یا یه ترکیب عجیب و غریب از حروف و عدد و علایم ریاضی.این که چه جور آدما تو جاهای مختلف دنیا یه جور فکر میکنن خیلی جالبه.