‫تپش قلب، صدای سم اسب

‫دستهای لرزان، ماسه های زیر لگد اسب

‫دسته چاقویی که از این دست به اون دست میشد , برخورد تنه اسبها موقع سبقت

‫عرق سرد پیشونی , نفس اسب که به شماره افتاده

اون مادرته، آخرین تلاش برای بقا در راس

‫چاقو شکم مادر رو درید, جای شلاق بر پهلوی اسب

‫مادر نجات یافت ,اسب از خط پایان گذشت

‫برق چشم جراح ،گرمای نفس اسب در هوای سرد