از سه چیز باید حذر کرد،
دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه."
"برای همه مادره، برای ما زن بابا."
زنه دستش به درخت گوجه
نمیرسید، میگفت: ترشی بمن نمیسازه
"دلم خوشه زن بگم اگر چه کمتر از سگم
"دور دور میرزا جلاله، یک زن به
دو شوهر حلاله."
"روزی
گریه دست زن
شلخته است."
زن آبستن گل میخوره
اما گل داغستان."
"زن
ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا."
"زن
بد را اگر در شیشه هم بکنند کار خودشو میکنه."
"زن بلاست، اما الهی هیچ
خانهای بیبلا نباشه."
"زن
بیوه را میوهاش میخواهند."
"زن
تا نزائیده دلبره، وقتیکه زائید مادره."
"زن جوان را تیری به پهلو
نشیند به که پیری."
"زن راضی،
مرد راضی، گور پدر قاضی."
"زن
سلیطه سگ بیقلاده است."
"زن
که رسید به بیست، باید بحالش گریست."
"زن نجیب گرفتن
آسونه، ولی نگهداریش مشکله."
"زن و
شوهر جنگ کنند، ابلهان باور کنند."
"زنی که جهاز نداره، اینهمه
ناز نداره."
"سپلشت
آید و زن
زاید و مهمان عزیزت برسد"
"شنیدی که زن آبستن گل میخوره اما
نمیدونی چه گلی."
کسی
دعا میکنه زنش
نمیره که خواهر زن نداشته باشه."
گل زن و شوهر را از یک تغار
برداشتهاند."
مادر زن
خرم کرده، توبره بر سرم کرده."
"مادر که نیست با زن بابا باید ساخت."
مرد که تنبوتش دو تا شد
بفکر زن
نو میافته."
"مرده را
رو که رو بدی بکفن خودش میرینه."
"مردی را پای دار میبردند زنش میگفت: یه شلیته گلی
برای من بیار."
"نه
پیر را برای خر خریدن بفرست نه جوان را برای زن گرفتن."
هر کی که زن نداره،آروم تن
نداره."
+ نوشته شده در 2010/3/10 ساعت 3:46 AM توسط محمد رضا
|
راستش واسه انتخاب نام بلاگ خیلی با مشکل مواجه نشدم.اولش یه کم تعجب کردم که کسی هنوز این نام رو انتخاب نکرده نه از این بابت که اسم خیلی محبوبیه از این بابت که تقریبا همیشه وقتی میخوای یه اسم یا یه امیل واسه خودت انتخاب کنی همیشه قبلا یکی اونو انتخاب کرده هر چند میخواد اسمت باشه یا یه ترکیب عجیب و غریب از حروف و عدد و علایم ریاضی.این که چه جور آدما تو جاهای مختلف دنیا یه جور فکر میکنن خیلی جالبه.
چرا چای داغ.یه خوردش مربوط میشه به اعتیاد من به چایی.چای داغ برای من یعنی یه جا نشستن و رلکس شدن و لذت بردن از تمام خوبیای دنیا. البته علاقه من به چایی بیشتر مربوط به قندش میشه تا خود چایی.به قول مادرم که همیشه میگفت من قند و با چایی میخورم نه چایی و با قند.اصلا خود کلمه چای داغ هم یه جور آرامش میاره.یه جا میخوندم که اعداد در نظر چینی ها خوش یمن و بد یمن داره. و خوش یمن بودن بد یمن بودنشون بسته به این داره که که کلمه ای که تو چینی مشابه اون عدد تلفظ میشه چه حسی داره یا چه معنایی میده.مثلا عدد هشت مشابه کلمه ای تلفظ میشه که معنای کامیابی میده برای همین هشت عدد خوش یمنیه. یا مثلا چهار مشابه کلمه ای تلفظ میشه که به معنی مرگه واسه همین چهار عدد بد یمنی محسوب میشه.
به نظر من که چای داغ هم کلمه خوش اهنگیه هم آرامش بخشه.این جوری شد که اسم بلاگ من شد چای داغ.
اینجا قرار از همه چی بنیویسم از داستانکام ،خاطراتم،شعر و اتفاقای روزانه.یه جور تخلیه.آدما به سه علت مینویسن یا میخوان دیده شن یا میخوان فراموش نکنن یا میخوان فراموش بکنن. من فکر کنم به هر سه علت مینویسم. میخوام کم کم مطالبم رو از بلاگ قبلیم منتقل کنم اینجا چون اونجا یه گرد گیری حسابی لازم داره. همش خرابه و پیغام بیربط میده.
چای داغ قصه منه قصه یه قهوه تلخ تو یه روز سرد زمستون قصه یه چای داغ بعد یه روز خسته کننده . قصه یه پسر بچه که آرزوهای بزرگ و دست نیافتنی داشت و با بزرگتر شدنش آرزوهاش کوچکتر شدن شاید هم آرزوهاش دستیافتنی تر شدن واسه همین فکر میکرد آرزوهاش کوچک شدن .
قصه تصمیمهای بزرگ کبراست قصه فریب خوردنای شنگول و منگوله.قصه آب دادنای مکرر باباست.قصه یه کودکه که وقتی ۱۰ سالش بود توی جنگلهای گیلان زیر بارون قدم میزد یا دلش میخواست که قدم بزنه.قصه پسریه که غذاهای کوکب خانوم رو دوست داشت.
بعد اومد اینور دنیا دلش واسه همه چی تنگ شد انگار که لباس داداش کوچیکشو پوشیده.بعد شروع کرد به نوشتن.لباس داداش بزرگتر نشد ولی دلش یه کم کوچیکتر شد شاید واسه همین دیگه لباس تنگ داداشش اینقدر اذیتش نمیکرد.