مسافرت کیش 1
اولین مسافرت کیش من خیلی مسافرت پر ماجرایی بود از لحظه اول تا آخرین لحظش. ما تو کیش یه ویلا داشتیم. آرش گفت من دوست بابام اونجا مغازه داره و کار و کاسبیش خیلی ردیفه به بابام میگم بهش بگه یه ماشین در آختیارمون بذره. دیگه چی بهتر از این میشد ویلا و ماشین ردیف بود خیلی بهمون خوش میگذشت.
وقتی
رسیدیم کیش و مستقر شدیم قرار شد هر کی بره دنبال یه چیزی.آرش گفت من میرم
دنبال ماشین من قرار شد باهاش برم حمید هم که گفت من میخوام استراحت
کنم،خوب حسن تو چه کار میکنی؟
اونم گفت من میرم دنبال "لوازم خوراکی"
حالا اینکه منظورش از لوازم خوراکی چی بود ما که نفهمیدیم چون وقتی هم
برگشت دست خالی برگشت..نه" لوازم" خریده بود نه "خوراکی"
من
و آرش هم که رفتیم دنبال ماشین. با هزار بدبختی و از این و اون پرسیدن
فهمیدیم مغازه یارو اون ور جزیرست یه نیم ساعت چهل دقیقه یی طول کشید تا
رسیدیم اونجا. آرش رفت تو مغازه با یه لبخدی از اینور صورتش تا اونور
صورتش گفت آقای عمانی؟
-طرف یه نگاه سردی کرد و گفت بله بفرمایین
من میرکاظمی هستم
به جا نیوردم
میرکاظمی پسر سرهنگ میرکاظمی
نه متاسفانه به جا نمیآرم
خنده آرش که رو لبش خشکید جلوی من هم که کلی ضایع شده بود منم داشتم از خنده میترکیدم
حالا یه خورده فکر کنین شاید یادتون اومد
نه متاسفانه یادم نمیاد. حالا امرتون چیه؟
هیچی قرار بود بابا بهتون زنگ بزنن واسه ماشین
طرف انگار که یه چیزایی یادش اومده باشه با همون سردی گفت اهان یادم اومد
آرش دوباره یه خنده کرد به پهنای صورتش و یه نگاه پیروزمندانه به من که یعنی ماشین ردیف شد
-ولی متاسفانه من ماشین ندارم در آختیارتون بزارم
دوباره خندش خشک شد..
ولی...
با
شنیدن کلمه ولی انگار که دنیا رو به آرش داده باشن دوباره خندید و دو تا
گوش که داشت دو تا هم از من قرض کرد که ببینه آقای عمانی چی میخواد بگه
یه رنت کار دارم میتونم اونو بهتون بدم
فرقی نمیکنه آقای عمانی همون خوبه فقط راه بره کافیه دستتون هم درد نکنه
مطمینی؟رنت کاره ها؟؟
اره خوبه همونو بدین...
آقای عمانی اصرار داشت که ماشینش رنت کاره و به درد ما نمیخوره از آرش اصرار که اگه راه میره مهم نیست و خوبه...
من که دیگه نمیتونستم جلوی خندمو بگیرم از مغازه زدم بیرون ۵ دقیقه بعد هم آرش اومد بیرون با لب و لوچه اویزون
چی شد؟
میگه روزی ۳۰۰۰۰ تومان
چی ؟
رنت کارش
گفتم خوب ماشین اجاره یی همنیه دیگه پس چی خیال کردی
من
فکر کردم های میگه رنت کار رنت کار منظورش مدل ماشینشه دیدم اسم ماشینه
برام آشنا نیست...پس بگو رنت کار یعنی ماشین اجاره یی
در حالیکه از خنده چشام پر از اشک شده بود گفتم خوب اره دیگه
نه اخه من گفتم اینجا کیشه واردات ماشین آزاده رنت کار هم حتما یه جور مدل ماشینه که من هنوز اسمشو نشنیدم
حالا
تو اون گرمای سوزان تابستون کیش از آینور جزیره به اونورش رفتن کلی دردسر
داشت مخصوصا اون زمون که هنوز کیش توسعه نیافته بود و تازه داشتن روش کار
میکردن که کیشش کنن و وسایل نقلیه کیش خیلی پیش رفته نبود و کلی باید
منتظر میشدیم ی تاکسی چیزی بیاد وقتی برگشتیم خونه هم از گرمای سوزان
تابستون کیش صورتمون سوخته بود هم از رنت کار آقای عمانی کو....
راستش واسه انتخاب نام بلاگ خیلی با مشکل مواجه نشدم.اولش یه کم تعجب کردم که کسی هنوز این نام رو انتخاب نکرده نه از این بابت که اسم خیلی محبوبیه از این بابت که تقریبا همیشه وقتی میخوای یه اسم یا یه امیل واسه خودت انتخاب کنی همیشه قبلا یکی اونو انتخاب کرده هر چند میخواد اسمت باشه یا یه ترکیب عجیب و غریب از حروف و عدد و علایم ریاضی.این که چه جور آدما تو جاهای مختلف دنیا یه جور فکر میکنن خیلی جالبه.