تبليغاتX
چای داغ
‫نوشیدن چایی از چای داغ کاملا رایگان است.

 نه تو مي ماني و نه اندوه
و نه هيچيک از مردم اين آبادي
به حباب نگران لب يک رود قسم،

و به کوتاهي آن لحظه شادي که گذشت،
غصه هم مي گذرد،
آنچناني که فقط خاطره اي خواهد ماند...

لحظه ها عريانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 3:13 | لینک  | 

Eda: Old age is sad. One should die young. 

Frantisek Hána: We missed our chance. We gotta stick it out now. 

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 19:37 | لینک  | 

 

-"به من نگو تنها برای توست، هر کار که می کنی تنها برای خودت است"

 

-"اون حتی نمیدونه تو پسرشی"

"من که میدونم اون پدرمه"

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 16:3 | لینک  | 

اگه میخواین یه نفر یه کاری رو انجام نده  اگه بهش بگین نکن شاید به خواستتون برسید

اگه میخواین یه جمع کثیری یه کاری رو انجام بدن   بهشون بگین "حتما این کار‌و نکنین" اونوقت مطمئنا به خواستتون میرسید 

بعضیا  وقتی‌ ازشون میخواهی  یه کاری رو انجام ندن به هر قیمتی شده میخوان انجام بدن خیال می‌کنن اگه انجام ندان  ممکنه فکر کنیم علیلن. به اندازه کفّ دست مورچه هم احتمال نمیدن  ممکنه فکر کنیم چه آدم با شعوری بود که به خواستمون احترام گذاشت

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 17:5 | لینک  | 

یادش به خیر وقتی‌ هنوز اسکناس ده تومنی با آرم مدرس هنوز برای خودش پولی‌ بود. اون موقع‌ها ده تومنی و بیست تومنی پول رایج بود برای همین معمولا وقتی‌ به دستت میرسید اونقدر توی دست آدمای مختلف گشته بود که بیشتر لاشه از اسکناس باقی‌ بود و اونقدر چروکو کثیف و تاخورده بود که عکس مدرس خیلی‌ پیرتر از خودش میفتاد اگه کمی‌ دقت میکردی می‌تونستی تبدیل چهره مدرس به جنتی رو به خوبی تشخیص بدی

یادمه هر وقت هم که میومدم خونه مامانم میگفت دستتو شستی دست به این پولای کثیف زدی

بزرگتر هم که شدم دیدم پول نه تنها دست رو، که روح و دل‌ آدم رو هم کثیف میکنه

فقط هنوز نفهمیدم روحت که کثیف شد چه جوری میشه تمیزش کرد

پی‌ نوشت: لطفا کامنت نذارید با "توبه" و "یاد خدا"

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 17:24 | لینک  | 

این ونجای آدم دروغگو" دقیقا کجاش میشه؟

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 15:51 | لینک  | 


فکر کنم اخر زمون نزدیک باشه یکی‌ از نشانه هاش اینه که فرق مرد و زن این رو نمیشه تشخیص داد.

اگه اسم خیلی‌ از این خوننده‌های پاپ ایرانی رو ندونی از قیافه یا صداشون عمراً نمیشه فهمید زنن یا مرد

  اینو که نه از روی صداش میشه بگی‌ نه از رو قیافش نه از رو اسمش


نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 15:24 | لینک  | 

ماهی‌ با این همه تخم,عمراً فکرش رو هم نمیکنه  توی تور  یه موجود دو تخمی اسیر میشه . اگه اسیر یه موجود تخمی شدی خیلی‌تعجب نکن, اصولا تعداد تخم با شانس نسبت عکس داره.

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 21:20 | لینک  | 

ای کاش همونجور که  فیس بوک تولد دوستامونو یادمون میندازه سالگرد ازدواج رو هم یادمون مینداخت .  

پی نوشت:  طرف توی فیس بوک دوستش نوشته کاملیاجون تولدت مبارک چه کار خوبی‌ کردی به دنیا اومدی.

لوس !!!!!!!! معلومه که خوب کاری کرده به دنیا اومده اگه هنوز  اون تو مونده بود که مامانش خارماکف شده  بود

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 13:38 | لینک  | 

 

  میگن عاشقا آدمای کوچیکین که با تعریف از همدیگه خودشونو بزرگ می‌کنن...جریان آدمای توی فیس‌بوک هم همینه . تیریپ بده بستونیه. 

پی نوشت کاملاً  بی‌ ربط:  طرف زده  طلاق گرفتم الاغ رفته لایک کرده

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 13:13 | لینک  | 


When you get those rare moments of clarity, those flashes when the universe makes sense, you try desperately to hold on to them. They are the life boats for the darker times, when the vastness of it all, the incomprehensible nature of life is completely illusive. So the question becomes, or should have been all a long... What would you do if you knew you only had one day, or one week, or one month to live. What life boat would you grab on to? What secret would you tell? What band would you see? What person would you declare your love to? What wish would you fulfill? What exotic locale would you fly to for coffee? What book would you write



نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 19:21 | لینک  | 


یه رفیق داشتم خونش یه چیزی بود ما بین بازار شام و طویله  هر وقت هم بهش میگفتم اخه تو چقدر شلخته‌ای میگفت من شلخته نیستم فقط نحوه چیدمانم فرق میکنه.

بدی خونه کوچیک اینه که به همون سرعت که میشه تمیزش کرد به همون سرعت هم میشه کثیفش کرد فقط کافیه ظرفهای یک وعده رو نشوری یا یه  روز سفره رو جمع نکنی. ولی‌ تو خونه‌های بزرگ هر چقدر هم "نحوه چیدمانت" فرق بکنه آلودگی‌ بصری زیادی ایجاد نمیکنه. اصولا درجه تمیزی خونه رو به راحتی‌ میشه از فرمول زیر محاسبه کرد:

 حوصله صاحب خونه  X مساحت خونه 

کالیبر صاحب خونه

  از اونجا که پول صاحب خونه نسبت مستقیمی با مساحت خونه و نسبت غیر مستقیمی‌ با کالیبر صاحب خونه داره فرمول فوق به صورت زیر قابل تبدیل است

درجه تمیزی خونه = حوصله صاحب خونه X  پول صاحب خونه X پول صاحب خونه 

به عبارت دیگه 

درجه تمیزی خونه=حوصله صاحب خونه X (پول صاحب خونه)2

   =Mood.Cash2

 

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 21:14 | لینک  | 


When people say things that doesn't make sense at all then either you are "special" or

"common sense" is not really that "common"     

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 17:33 | لینک  | 

منشا تمام مشکلات ما غرب به سرکردگی آمریکاست 

حتی همین اسهال اخیر چند روز پیش  من

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 21:30 | لینک  | 

-عجیبه که الان که اینو میشنوم کلی‌ خاطرات برام زنده میشه.عجیبتر اونه که اکثرا خاطرات خوب و خنده دارین.  

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 22:14 | لینک  | 

The irony is standing in the dark makes it much easier to look  at the bright side 
نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 0:15 | لینک  | 

  به‌‌ نظر من سعی‌ در جایگزینی "غضنفر" به‌‌ جای "یه ترکه" در جکها مانند سعی‌ در جایگزین کردن "مستراح" به‌‌ جای "توالت" میمونه وتلاش مزبوهانه ای است ولی ادامه این تلاش حتی اگه به نتیجه از پیش تعیین شدش   ( جلوگیری از مسخره کردن اقوام مختلف) هم نشه حداقل  یه حسن داره اونم اینه که در آینده  دیگه کسی‌ اسم بچشو غضنفر نمی‌ذاره که سوژه هر جک و لطیفه بشه .  در همین راستأ پیشنهاد میشود

به‌‌ جای واژه نامانوس "یه لره" از "حسن" استفاده کنیم

به جای واژه نامأنوس "یه رشتیه" از    ،"غلام رضا"،"غلام علی‌ "ویا  "غلام حسین" یا "هرنوع دیگه غلام  استفاده کنیم

به جای واژه نامأنوس  "یه آبادانیه" از "کعب علی‌ " استفاده کنیم

به جای واژه نامأنوس  "یه اصفهانیه" بگوییم  "ید الله" 

به جای واژه نامأنوس "یه مشهدیه " بگوییم .....

تاشاید تا چند صد سال دیگه این اسمای چپ اندر قیچی که پدر مادر‌ها رو بچهاشون میذارن ور بیفته

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 22:30 | لینک  | 

  خانوم اون کله رو بکش کنار ....
نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 11:23 | لینک  | 

مادرم هر وقت که میخواست یه حرفی آزمون بکشه یه روش خاص داشت میگفت "بهتره خودتون بهم بگین من که بالاخره میفهمم" راست هم میگفت نمیدونم چه جوری و از کجا بالاخره میفهمید قضیه از چه قرار بوده واسه همین من هم بعد یه مدت تلاش بیهوده نمیکردم و خودم همه چی‌ رو میگفتم قبل از اینکه اون "بالاخره "بفهمه

به‌‌ مریضه میگم کوکاییین مصرف میکنی؟  میگه نه‌ . میگم تاحالا حتی یه بار هم مصرف نکردی ؟ میگه نه‌ میگم خیلی‌ مهمه که به‌‌ من بگی‌ چون دارویی که الان میخوم بهت بدم با کوکایین تداخل داره ممکنه بمیری. میگه نه‌ تاحالا لب نزدم. حالا دهنش بو سیگار میده یه نقطه سالم هم روی بدنش نیست که عکس خر  و الاغ خالکوبی نشده باشه. از اونجا که  دکتر  House معتقده همه آدما دروغ میگن و وقتی دیدم که خودش نمیخواد مقر بیاد دیدم چاره یی نیست مگه اینکه  "بالاخره" خودم بفهمم  برا همین تصمیم گرفتم تست اعتیاد به مواد براش بفرستم .

به‌‌ پرستار الاغش میگم براش تست UDS بفرست  جلو مریض برگشته میپرسه برای تست اعتیاد به مواد میخواین دیگه؟ توی دلم میگم پ نه‌ پ می‌خوام بفرستم ننت قاطی غذات کنه اینقدر خری.الاغ اگه میخواستم مریض بفهمه برا چی‌ تست ادرارشو میفرستم که نمیگفتم UDS  میگفتم  تست اعتیاد به مواد.حالا مریض هم حاج و واج داره به‌‌ من نگاه میکنه واسه چی‌ تست اعتیاد به مواد.

خودمو  به‌‌ نشنیدن میزنم میپرسم دردت چند وقته شروع شده؟

هیچی‌ هندیش به‌‌ درد نمیخوره از جمله پرستاراش

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 12:3 | لینک  | 

اگه موهات از وسط  بریزن با لحن تمسخرامیز بهت میگن کچل ولی‌ اگه از بغل ریخته باشن با غبطه میگن موهاشو آلمانی زده. سر که همون سره مو هم که همون مو است فقط  نحوه چیدمانه که فرق کرده.


بودن یا نبودن فقط صورت مسئله است.اصل مسئله کجا بودن یا نبودن است.


پ. ن‌ ۱. وقتی مثل دارکوب رو درخت چنار ضربات متوالی بارون رو روی فرق سرت فرود بیاد متوجه میشی‌ چی‌ دارم میگم.

پ. ن۲ ‌. این نوشته شامل حال افرادی که از فرط داشتن موی زیاد فاصله ابرو و رستنگاه پیشانی در حد یک خط تحلیل یافته نمشود. ضمنا هر گونه شباهت افراد،اسامی و حالات دراین نوشته کاملا تصادفی می‌‌باشد  منظور هیچ آدم خاصی‌(حتی خودم) مرده ویا زنده نمیباشد.

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 9:51 | لینک  | 



با اینکه میدونم هر وقت پستها و کامنتاتو رو میخونم صدای کشیده شدن میخ افکارت  روی بدنه مغزم تاهفته‌ها توی گوشم زنگ میزنه  و آزارم میده ولی‌ بازم میخونمشون.

درست  مثل آدمایی که اگر  هزار بار هم نوشته گنده "تازه رنگ شده " رو ببینین تا با انگشتشون امتحان نکنن باور نمیکنن تازه رنگ شده

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 18:34 | لینک  | 

Pablo Sandoval inThe secret in their eyes  

  A guy can change anything. His face, his home, his family, his girlfriend, his religion,his God. But there's one thing he can't change. He can't change his passion

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 19:13 | لینک  | 


چند وقت پیش   ای-امیل گرفتیم که به‌‌ دلیل اوضاع خراب اقتصادی ,بیمارستان تصمیم به‌‌ قطع ناهار  مفتی روزهای دوشنبه و پنجشنبه کرده  .خبر خیلی‌ خوشایندی نبود. کی‌ از غذای مفتی بدش میاد حتی اگر   کیفیتش پایین باشه . جمعی اعتراض کردن.دو روز بعد ای-میل دیگه اومد:  خبر  بهبود ناهار ‌ بیمارستان در  روزای باقیمانده  بعدی به‌‌ جبران قطع نهار در دو روز  دوشنبه و پنجشنبه. اعتراض‌ها کم شد. یه چند روزی  غذا بهتر شد.همه به هم میخندیدن و سرشونو تکون میدادن که چه بیمارستان خوبیه که ناهار با این کیفیت در اختیار پزشکاش می‌گذاره.

الان یه دو هفته از اون موقع می‌گذره کیفیت  ناهارها برگشته به‌‌ همون کیفیت نازل دو هفته پیش. فقط فرقش اینه که دیگه دو روز توی هفته نهار نداریم.  دیگه کسی‌ هم معترض نیست.

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 15:7 | لینک  | 

چه جالب... اتفاقا منم همینطور
نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 23:18 | لینک  | 

این سیاوش قمیشی هم با خودش درگیری داره  

اوّل   میگه :نمی خوام که تو رو با کسی‌ قسمت بکنم 

بعدش  میگه: نمی خوام که بگم فقط مال  منی‌ به تو جسارت بکنم  

یکی‌ به این  ترک حالی‌ کنه وقتی‌ یکی‌رو  با یکی‌دیگه قسمت کردی   دیگه نمیتونه فقط مال  تو باشه. حالیته  رشتی؟   


نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 5:30 | لینک  | 

تهران- مديرعامل شركت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي ايران گفت: تا پايان سال جاري ، بنزين، نفت گاز و نفت سفيد با استاندارد 'يورو چهار' و 'يورو پنج' در جايگاه هاي عرضه سوخت كشور توزيع مي شود. 

ته  نوشت 1 . بالاخره اگه  اتفاق ناخوش*  توی کشور بیفته باید بشه یه جوری به‌ خارجیها نسبتش داد یا نه‌.   

ته  نوشت 2 . بعد از ایزو ۹۰۰۱ و ایزو ۹۰۰۲ چشمون به  یورو چهار و یورو پنج  خوشه. 

*منظورم بالا رفتن قیمت بنزين، نفت گاز و نفت سفيده. مساله رو سیاسیش نکنین


نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 0:18 | لینک  | 


واشنگتن پست:
نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 0:23 | لینک  | 

خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) تهران - رييس سازمان وظيفه عمومي نيروي انتظامي گفت: براي نخستين بار در كشور، براي مشمولاني كه قصد انجام سفرهاي نيمه علمي به خارج از كشور دارند، مجوز خروج صادر مي شود.

-این نیمه علمی‌ یعنی چی  اونوقت؟

-تو حالا چرا گیر دادی به این نيمه علمیش؟  نيمه غیرعلمیشو عشق است

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 0:1 | لینک  | 

کوروش جان آسوده بخواب که تا دو هفته آتی ما بیداریم.بعد از اونم  خدا بزرگه.

نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 15:38 | لینک  | 

آبجی من علاقه زیادی به فیلمهای هندی داشت و من همیشه مشتاق بودم ببینم این همه علاقه از کجا آمده تا اینکه دکتر افتخار داد و چبد روزی مهمونم ‌شد. آپارتمان من دست کمی از اتاقای هتل نداره فقط یه هوا کوچیکتره. اشپزخونه و پذیرایی و تخت خواب همه توی یه فضای ۴ در ۴ متری جاسازی شده .وقتی‌ میخوابم پام  توی ظرف آجیله روی میز پذیراییه  و دماغم کنار شعله پخش کن وسطی گاز.

وقتی‌  دکتر که اومد پیشم کلی‌ خوشحال شدم. همیشه وقتی یکی‌ تو خونه هست احساس خوبی دارم (حداقل اکثر مواقع).برای اوّلین بار بود که میومد خونم و تا حالا هنوز خونم رو ندیده بود.  از اوّلین سوالش  وقتی که وارد خونه ‌شد یه کم تعجب کردم چون پرسید تلویزیونت کجاست؟  گفتم میخوای کجا باشه . سمت چپ اشپزخونه بین تولت و پذیرایی. برای چی‌؟ گفت   یه سریالی هست که من دنبال می‌کنم می‌خوام  وقتی میری سر  کار و نیستی‌  ببینم. پرسیدم چه سریالی هست ؟ گفت سریال مکزیکی.    منم  به هر‌ بدبختی بود کامپیوترمو به تلویزیون وصل کردم تا  موقع‌هایی‌ که من خونه نیستم دکتر حوصبلش سر نره و بتونه خودشو سرگرم کنه تازه کلی زمان گذاشتم بهش آموزش آینترنت دادم. بسیار مشتاق بودم ببینم این سریالی که آقام دنبال میکنه چی‌ هست .این حس کنجکاوی من ولی خیلی‌ زود ارضا  ‌شد چون ‌ عملا آ قام نه‌ تنها موقع‌هایی‌ که من سری کار بودم سریالو میدید موقع‌هایی‌ هم که من از سر  کار میومدم خونه باز پخششو میدید. اوّلین باری که سریالو دیدم فهمیدم دست کمی از فیلمای هندی نداره شاید بشه گفت مکزیک شعبه  هنده در امریکایی جنوبی

دیشب از سردرد داشتم میمردم این بود که زود رفتم بخوابم. دکتر داشت بازپخش سریال هندی مکزیکیشو  میدید شاید فکر میکرد ممکنه توی بازپخش یه سری از دیالوگا عوض شن نمیدونم

خلاصه من با سر دردی عمیق رفتم توی تخت ولی‌ تا موقعی که دکتر سریالشو تموم نکرد و   تلوزیون رو  خاموش نکرد عملا خوابم نبرد چون هم صدا و هم نور تلوزیون اذیتم میکرد. فکر کنم حدود ساعتای ۱۱- ۱۱  و نیم   بود که اومد خوابید و منم کلی خدا رو شکرکردم که لاقل میتونم بخوابم ولی چشتون روز بد نده که ساعت حدودا ی ۲ صبح بود که دیدم صدای تلوزیون بلنده چشامو به‌ زور باز کردم دیدم بله دکتر نمیدونم از کجا یه فیلم هندی دیگه پیدا کرده و مشغول دیدنه. منم توی رو دربایستی آاقام گیر کرده بودم روم نمیشد بهش بگم آخه پدر من شب جمعه ای  جون مادربزرگ(ویا همون ننت) بذار بخوابیم

یادم میاد تای ساعت ۴ صبح که فیلم تموم ‌شد و دکتر دوباره تلوزیونو خاموش کرد نتونستم بخوابم ولی خوب باید اعتراف کنم  خوشحال  بودم چون فردا تعطیل بود حداقل میتونستم  هر‌ وقت خوستم از خواب بیدار شم. دکتر هم که ساعت ۴ داشت میخوابید پس خیلی‌ جای نگرانی نبود با یه حساب سرنگشتی ۶ ساعت هم که میخواست بخوابه ساعت میشد ۱۰ که خیلی‌ بد نبود. این بود که لحافو کشدم روی سرم که توپ بخوابم

راستی‌ یادم رفت بگم از اونجا که وقتی‌ مار از پونه بدش میاد  دم  خونش سبز میشه  توی طبقه من یه چن تا هندی زندگی‌ میکنن. اصولا   ادمای پر سری و صدائی نیستن . ولی هندین دیگه ازشون همه چی‌ میشه انتظار داشت .وقتی‌ صداشونو شنیدم که ساعت ۷ صبح دارن ول ول میکنن  تعجب نکرم .عصبانی از خواب پشدم که برم در خونشوبن در بزنم هر‌ چی‌ از دهنم در میآید نثارشون کنم که آخه مگه شما خواب و خوراک حالیتون نمیشه مگه شما نمیفهمین آدما روز تعطیل میخوان بخوبن.

توی حال خواب و بیداری  و در حالی‌ که داشتم یه مشت فحش فارسی‌ رو  به‌ انگلیسی توی ذهنم‌ ترجمه میکردم  که نثار همسایه‌های به نسبت محترمم بکنم   دیدم خبری از دکتر نیست. از اونجا که  آپارتمانم خیلی‌ بزرگ نیست (یعنی‌ اصلا بزرگ نیست )پیدا کردن دکتر خیلی‌ طول نکشید. دیدم که دکتر بیداره و دوباره پای تلوزیونه و صدای اون هندیای زبون نفهم صدای فیلم هندی که آقام داره کله سحری می‌‌بینه

اونجا بود فهمیدم آبجیم بچه حلال زاده باباشه(پی‌ نوشت این که من به مامانم رفتم توی این یه مورد)

به تمام موارد بالا  خر و پفا و اینکه   آقام شبا سردش میشه و کولر رو  خاموش میکنه   رو هم اضافه کنین. ولی با این وجود خیلی‌ خوشحالم که اینجاست. یکی‌ میگفت موقع‌های سختی  وقتی‌ یکی‌ کنارت هست خیلی‌ نعمته.راست میگفت .     

هر‌ چند تعداد این دستهٔ آدما لزوما زیاد نیست ولی بعضیا   گاهی‌  وقتا متوجه نیستن که علأقشون لزوما با علائق دیگران همخونی نداره. میخوان کاری رو  که دوست دارن بکنن بدون توجه به اینکه بقیه چی‌ فکر میکنن.  مطمئن نیستم  واقعاً چه قدر اینکار درسته 


نوشته شده توسط ‫محمد رضا  در ساعت 17:25 | لینک  |